کاربر گرامی

به انجمن گروه برنامه نویسی BasicOfdata خوش آمدید

 برای مشاهده و استفاده از تمامی امکانات انجمن باید در انجمن   ثبت نام   کنید یا وارد  شوید

عضویت در سایت  ورود به سایت 


محمد مهدی داودآبادی

خشونت و چگونگی پیدایش آن

1 ارسال در این موضوع قرار دارد

لینک کوتاه شده مطلب : 

تنها عضا سایت قادر به مشاهده این بخش هستند لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید .

بسم الله رحمان رحیم

خشونت وچگونگی پیدایش آن

 

محتویات :

تعریف خشونت

اختلافات

اختلافات خانوادگی

اختلافات اقتصادی

اختلافات اجتماعی

عوامل محیطی خشونت

نظریه هایی درباره خشونت

خشونت در تلویزیون

خشونت علیه زنان

خشونت علیه کودکان

خشونت در تقسیم بندی اجتماعی

سخن آخر

 

 

خشونت چیست؟

خشونت حالتی از رفتار است که با استفاده از زور فیزیکی و یا غیر فیزیکی فرد خشن خواسته خود را به دیگران تحمیل می‌کند. خشونت ممکن است در اثر خشم اتفاق افتد. خشونت از نظر لغوی به معنای خشکی، تندی و سختی است. هرگونه رفتاری که با هدف وارد نمودن آسیب به یک یا بیش از یک پدیده صورت گیرد رفتار خشونت‌آمیز نام می‌گیرد. رفتار خشونت‌آمیز می‌تواند در سطح آگاهانه یا ناآگاهانه صورت گیرد. خشونت عبارت است از اقدام علیه جسم، جان، شرف، مال، حقوق فطری، طبیعی، اجتماعی و معنوی فرد، افراد، هویت‌ها و هنجارهای اجتماعی. خُشونَت استفاده از زور فیزیکی به منظور قراردادن دیگران در وضعیتی بر خلاف خواست‌شان، است. در تمامی جهان خشونت به عنوان ابزاری برای کنترل استفاده می‌شود، در واقع نوعی تلاش برای سرکوب و متوقف کردن اغتشاشگران در مقابل نگرانی‌های مربوط به اجرای قانون و فرهنگ در یک ناحیه خاص است. کلمه خشونت طیف گسترده‌ای را پوشش می‌دهد. خشونت می‌تواند از درگیری فیزیکی بین دو انسان تا جنگ و نسل‌کشی که کشته شدن میلون‌ها نفر از نتایج آن است، گسترده شود. شاخص صلح جهانی به روز شده در ژوئن ۲۰۱۰، ۱۴۹ کشور را براساس معیار «عدم خشونت» طبقه‌بندی کرده است.

 

پیشینه و پیدایش خشونت

علل رفتار خشونت‌آمیز در نوع بشر غالباً موضوع پژوهش علم روانشناسی و جامعه‌شناسی است. ژان ولاوکا زیست‌شناس سیستم اعصاب بدین منظور تأکید می‌کند که «رفتار خشونت‌آمیز به عنوان رفتار تهاجمی فیزیکی عمدی در مقابل فرد دیگر تعریف شده‌است.» دانشمندان براین موضوع که خشونت در نوع بشر ذاتی ست، اتفاق نظر دارند. از بشر پیشاتاریخ، مشاهدات باستان‌شناسی مبنی بر درگیری خشونت و صلح جوئی به عنوان ویژگی‌های ابتدایی آنان وجود دارد. پرخاشگری و خشونت در شمار آن دسته از پدیده‌های اجتماعی است که به رغم تنفر و بیزاری بشر از آن، در تمامی ادوار تاریخ زندگی اجتماعی و تعامل افراد، گروه‌ها، نهادها، ملت‌ها و دولت‌ها حضور ـ پردامنه یا محدود ـ داشته است.

پیشرفت دانش تجربی، گسترش تکنولوژی و صنعت، ابزار و ادوات خشونت با قدرت تخریبی و ویرانگری در ابعاد گسترده به میدان آمد و نیروی خشونت‌گران را به اندازه‌ای فزونی بخشید که حتی در تصور انسان بدوی و غیرمتمدن نمی‌گنجید، نازیسم، استالینیسم، صهیونیسم، تروریسم و لیبرالیسم؛ جلوه‌هایی از خشونت امروزین است. همزادی انسان و خشونت پرسش‌هایی را بر می‌تابد؛ از جمله اینکه آیا انسان ذاتا خشن و پرخاشگر است یا تنها در پاسخ به شرایط فکری، فرهنگی، تربیتی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی خاص به خشونت روی می‌آورد؛ اگر شرایط ویژه‌ای سبب رویکرد انسان به خشونت می‌شود آن شرایط چیست؛ به دیگر سخن؛ آیا انسان‌ها خشونت را می‌آموزند و یا خشونت‌گر زاده می‌شوند؟

هرگاه خشونت عارض بر انسان و برآمده از متن شرایط بیرونی باشد، شناخت آن شرایط و بسترها بایسته می‌نماید؛ چه در غیر آن نمی‌توان به بهبود روابط انسان‌ها و پدیدآیی جامعه دور از خشونت امیدوار بود؛ مگر اینکه بخشی از قلمرو دانش‌های روان شناسی، جامعه شناسی و علم سیاست را از همان اوان پیدایی و جدایی این شاخه‌ها از سایر دانش‌های بشری، آسیب شناختی خشونت به خود اختصاص داده و به پیشرفت‌های چشمگیر نظری نیز نایل آمده است، اما آنچه که سوگمندانه ره به جایی نبرده است و ضرورت بازکاوی‌های مجدد و دگرباره به ویژه از منظر منابع فرازمینی و وحیانی را سبب می‌شود، این واقعیت است که رهیافت‌های دانش تجربی بشری نتوانسته است، آسیب خشونت را از پیکر اجتماع انسانی بزداید و یا دست کم در کاهش آن نقش مثبت و درخور اعتنا ایفا کند.

این کاستی را شاید بتوان با تحلیل و بررسی آسیب خشونت از نظرگاه دین و آموزه‌های دینی برطرف ساخت، زیرا که معارف دینی حتی در تحلیل پدیده‌های اجتماعی چون خشونت، به دلیل آنکه صبغه غالب آن هدایت گری و تعالی بخشیدن به انسان و جامعه انسانی است، راهبردهای عینی و عملی ارائه می‌دهد؛ با به کاربستن این راهکردها ـ به ویژه آنکه دچار تنگناهایی چونان قشر بینی، محدود اندیشی و یک سویه نگری در شناخت جهان، انسان و جامعه انسانی نیست ـ می‌توان جامعه و روابط اجتماعی پالوده از خشونت و مبتنی بر مهر، مدارا و محبت را پی نهاد و به نظاره نشست.

 

بررسی خشونت از دیدگاه روانشناسان و جامعه شناسان

علل رفتار خشونت‌آمیز در نوع بشر غالباً موضوع پژوهش علم روانشناسی و جامعه‌شناسی است. ژان ولاوکا زیست‌شناس سیستم اعصاب بدین منظور تأکید می‌کند که «رفتار خشونت‌آمیز به عنوان رفتار تهاجمی فیزیکی عمدی در مقابل فرد دیگر تعریف شده‌است.» دانشمندان براین موضوع که خشونت در نوع بشر ذاتی ست، اتفاق نظر دارند. از بشر پیشاتاریخ، مشاهدات باستان‌شناسی مبنی بر درگیری خشونت و صلح جوئی به عنوان ویژگی‌های ابتدایی آنان وجود دارد.

از آنجایی که خشونت ماهیت ادراک و همچنین یک پدیده قابل اندازه‌گیری است، روانشناسان تغییرپذیری را، در آنچه مردم از کنش‌های فیزیکی عمدی به عنوان خشونت دریافت می‌کنند، تشخیص دادند. برای مثال، در ایالتی که توقیف مجازاتی قانونی ست ما توقیف کننده را به عنوان خشونت دریافت نمی‌کنیم، گرچه ممکن است ما با شیوه استعاره‌ای از واکنش خشونت‌آمیز ایالت صحبت کنیم. بعلاوه فهم خشونت به رابطهٔ قابل دریافت قربانی و پرخاشگر نیز وابسته‌است؛ بنابراین روانشناسان نشان می‌دهند که مردم ممکن نیست استفاده تدافعی از نیروها را بشناسند مگر در جاییکه مقدار نیروهای مورد استفاده قرار گرفته به طور شاخص بیشتر از تعرض اصلی باشد.

استیون پینکر در مقالهٔ «تاریخ خشونت» در نیوریپابلیک شواهدی ارائه می‌کند که متوسط میزان ستیز و خشونت در انسان‌ها و حیوانات در طول چند سدهٔ گذشته کاهش یافته‌است. روان‌شناسی تکاملی چند توضیح برای خشونت انسانی در زمینه‌های مختلف پیشنهاد می‌کند. گوئتز (2010) بحث می‌کند که انسان‌ها شبیه بیشتر انواع پستانداران هستند و از خشونت در موقعیت‌های ویژه استفاده می‌کنند. او می‌نویسد که «باس و شکلفورد» مشکل انطباقی را که اجداد ما پی در پی با آن روبرو بودند ارائه کردند که شاید با پرخاشگری قابل حل بوده‌اند: مشارکت در منابع دیگران، دفاع در برابر حملات، تحمیل هزینه بر رقبای هم جنس، جایگاه مذاکره و سلسله ‌مراتب‌ها، بازداشتن رقبا از پرخاشگری در آینده، بازداشتن جفت از خیانت و کاهش منابعی که برای کودکانی که از لحاظ ژنتیکی غیر خویشاوند بودند هزینه می‌شد.

گوئتز می‌نویسد که به نظر می‌رسد بیشتر قتل‌ها از درگیری‌های تقریباً بی‌اهمیت میان مردان غیر خویشاوند آغاز می‌شوند که به خشونت و مرگ تشدید می‌یابند. او بحث می‌کند که چنین کشمکش‌هایی هنگامی روی می‌دهد که میان مردانی با جایگاه تقریباً مشابه نزاع بر سر موقعیت پیش می‌آید. اگر تفاوت چشمگیری میان جایگاه‌های اولیه وجود داشته باشد فرد با جایگاه پایین معمولاً هیچ چالشی فراهم نمی‌کند و اگر فردی با جایگاه بالاتر را به چالش بکشد معمولاً نادیده گرفته می‌شود. در همین حال محیطی با نابرابری‌های شدید میان افراد می‌تواند باعث شود پست ترین‌ها از خشونت بیشتری در تلاش برای کسب جایگاه استفاده کنند.

تعاریف خشونت

«در تبیین چیستی خشونت، تعریف مورد وفاق وجود ندارد. این بدان سبب است که هر کسی از پایگاه فکری، فرهنگی و اجتماعی خاص به خشونت نگریسته است و یا در مقام تعریف، گونه و یا عرصه ویژه‌ای از خشونت را در نظر داشته است و یا حتی آنان که خشونت در ساحت معین ـ خشونت اجتماعی ـ را به تعریف نشسته‌اند به دلیل هم زیستی خشونت با زور، قدرت و نیرو، چه بسا داد و ستدهای مفهومی میان آنها صورت پذیرفته است.»
 

| تعریف اول
خشونت یعنی: استفاده از زور، قدرت یا نیرو؛
در تعریف خشونت گفته شده است، خشونت یعنی: «استفاده از زور و یا سوء استفاده از قدرت با اینکه مفاهیم زور، قدرت و خشونت نسبت این همانی ندارند؛ هر چند که در بیشتر موارد خشونت با توسل به زور و قدرت همراه است، اما استفاده از هر زور و قدرتی را نمی‌توان خشونت نامید، حتی در شکل نامشروع کاربرد قدرت؛ چه اینکه زور و قدرت ابزاری است که می‌توان به وسیله آن به اهداف مشروع و نامشروع، خشن و غیرخشن دست یازید. چنان که هر خشونتی به کارگیری زور یا قدرت را به همراه ندارد، مانند اعمال خشونت از طریق ایجاد ترس، اضطراب، وحشت و یا جیغ کشیدن و فریاد برآوردن و یا خشونت‌هایی که می‌توان آنها را خشونت‌های نرم افزاری نامید؛ همچون بهتان، شایعه افکنی و…»
تفکیک مفاهیم قدرت، زور و خشونت را می‌شود چنین تبیین کرد: «قدرت هرگز خاصیت فرد نیست، بلکه به گروه تعلق می‌گیرد و فقط تا زمانی که افراد گروه با هم باشند وجود خواهد داشت. وقتی می‌گوییم کسی صاحب قدرت است، مراد عملا این است که از طرف عده‌ای معین از مردم این قدرت به او تفویض شده است که به نمایندگی آنها عمل کند. پس در حقیقت «قدرت از آن مردم است» و «بدون مردم یا گروه قدرت وجود نخواهد داشت».
اگر درباره شخص یا فرد، قدرتمند به کار برده می‌شود کاربرد مجازی و استعاری است؛ زیرا آنچه در واقع در این فرق متصور است آن است که این شخص نیرومند است؛ چه این نیرو است که بر چیز منفرد و موجود یگانه دلالت می‌کند و خاصیت یک شیء و یا شخص است، نه قدرت که فرآیند جمع است. چنان که زور در اصطلاح فلسفه سیاسی بر انرژی که از جنبش‌های جسمانی یا اجتماعی حاصل می‌گردد دلالت دارد. حال آنکه خشونت، دست کم در پاره‌ای از گونه‌های خود از یک سو تا حدی می‌تواند بدون تعداد پشتوانه جمعی بروز یابد، چون خشونت متکی به اسباب و ابزار است، بدون ابزار و ادوات، خشونت امکان‌پذیر نیست. از دیگر سوی خشونت، عمل، کنش و رفتار است با اینکه زور، چنان که پیشتر گفته شد، فرآیند است.
بدین ترتیب اگر بتوان مفهومی نزدیک با خشونت سراغ گرفت، مفهوم نیرو بیش از سایر مفاهیم با خشونت نزدیک تر است. زیرا ادوات و ابزاری که برای خشونت لازم است و بدون آنها خشونت امکان ندارد، برای آن ساخته می‌شوند که نیروی طبیعی خشونت‌گرا را فزونی ببخشد. این کارکرد تا بدانجا پیش می‌رود که در فرجام ممکن است جایگزین نیروی طبیعی شود.

| تعریف دوم
در تعریف دیگر، «هر حمله غیرقانونی به آزادی‌هایی که جامعه رسما یا ضمنا برای افراد خود قائل گردیده خشونت است.» مقصود از آزادی در این تعریف  اگر تنها حق آزادی در جنبه‌های مختلف آن باشد، تعرض به سایر حقوق ـ حقوق فطری، طبیعی و… خشونت شمرده نمی‌شود. افزون بر این، ستم‌ها، تبعیض‌ها و محدودیت‌هایی که بر شهروندان از سوی دولت‌های مستبد و خودفرمان که برنامه و نظام قانونی ندارند، روا داشته می‌شود، در این تعریف نمی‌گنجد و خشونت نیست.
همچنین عملکرد حکومت اکثریت و دموکراسی بدون قانون اساسی که در بیشتر موارد به لگدمال شدن حقوق اقلیت‌ها به گونه هراس‌انگیز می‌شود نباید خشونت به حساب آید.
از سوم سو، این تعریف تنها مخالفت با هنجارها و قوانین مجعول را خشونت می‌شناسد؛ که برآیند آن اولا این است که خشونت‌های قانونی، خشونت نباشد. دوم اینکه خشونت می‌بایست امر اعتباری باشد و فاقد حقیقت جداگانه، عینی و دارای موجودیت فراتر از اعتبار باشد، یا اینکه خشونت‌های کیفری و حقوق جزا و اقدامات سرکوبگرانه برای افراد و اعمال مخل امنیت افراد و یا جامعه از جانب حکومت را نمی‌توان خشونت نامید. روا و مشروع بودن این اقدامات را نمی‌شود سبب آن دانست که هویت خشن و سرکوبگرانه آن را نادیده بینگاریم.
نکته دیگر اینکه اگر خشونت اقدام غیرقانونی بر خلاف آزادی باشد و آزادی نیز چنان که گفته شده عبارت باشد از: «وابسته نبودن به هیچ چیز دیگری مگر  قوانین، این تعریف همراه با دور، و تهی از هرگونه معرفت و آگاهی بخشی نسبت به شناخت خشونت خواهد بود؛ زیرا که برآیند تعریف چنین می‌شود: هرآنچه خلاف قانون است، خلاف قانون است.»

| تعریف سوم
در تعریف‌های دیگری، خشونت یعنی: «هرگونه تهاجم فیزیکی بر هستی انسان که با انگیزه وارد آوردن آسیب، رنج و یا لطمه زدن همراه باشد. و یا کاربرد نیروی فیزیکی و یا تهدید ناشی از کاربرد نیروی فیزیکی که می‌تواند لطمات جسمی، معنوی، بر شخص یا اشخاص بگذارد.» این گروه از تعریف‌ها هر چند از  این نظر که بخشی از گونه‌های مختلف خشونت، چون خشونت فردی، گروهی، سیاسی، دولتی را پوشش می‌دهد در خور توجه است. اما محدود ساختن خشونت به تهاجم و یا کاربست نیروی فیزیکی چون خشونت‌های روانی و معنوی را در بر نمی‌گیرد. از این رو نمی‌توان این گروه از تعریف‌ها را نیز تعریف جامع و نهایی خشونت به شمار آورد.

| تعریف چهارم
پاره‌ای نیز با جداسازی جنبه‌های مختلف خشونت گفته‌اند:
«از نظر شخصی و روانی، خشونت، تندخویی و منش سخت‌گیرانه و یا بروز ناگهانی و انفجارگونه نیرویی است که صورت تهدید کننده، مخرب و گاه قتال به خود می‌گیرد.» از جنبه اجتماعی، خشونت، به نابردباری مذهبی، «دگرناپذیری فکری» و یا استفاده از زور و قدرت به شیوه‌ای مخرب به وسیله نهادها یا هویات اجتماعی در راستای تحصیل غایات مورد نظر این نهاده» تعریف می‌شود.»
چنان که در بعد سیاسی، خشونت، یعنی «عدم مماشات با رقبای سیاسی، قاطعیت و عدم چشم پوشی از خلاف و خطای متهمان و مجریان»، «نوعی رفتار سیاسی که حاوی عنصر اعمال ناشایست قدرت است.»

| تعریف پنجم
تعریف خشونت به: «شیوه‌های خلاف نرم (norm) و خلاف طبع، دست بردن نیز چنان که باید از عهده برنیامده است»؛ چه اینکه گذشته از سرچشمه‌های اومانیستی این تعریف و تاثیرپذیری افزون آن از آرا و نظریات تربیتی فیلسوفان اجتماعی چون ژان ژاک روسو که می‌گویند بروز رفتار پرخاش جویانه در  کودکان از هنگامی بروز می‌کند که حرکات جسمی آنان مقید شود، چه این محدودیت، باعث احساس محرومیت و حالت ناکافی در کودک می‌گردد که یکی از نمودهای آن رویکرد به خشونت است، پرسش‌ها و کاستی‌های فراروی این تعریف قرار دارد.

 

انواع خشونت

«خشونت از زوایا و منظرهای مختلف، به انواع گوناگون و سویه‌های چندی تقسیم شدنی است؛ از یک منظر، خشونت در چهار بستر قابل تحقق است و در چهار حوزه مطالعاتی جای می‌گیرد.»
 

| خشونت در قلمرو رفتار فردی
قلمرو رفتار فردی به مثابه یک حالت روحی و روانی که فرد را به قانون ستیزی، هنجارشکنی، پرخاشگری و خشونت وادار می‌کند. به عقیده برخی از روانکاوان، برتری‌طلبی، مهرخواهی و عزلت‌گزینی ـ که جملگی رفتارهای نابسامان و ناهنجار هستند ـ سازوکار کلی برای رفتارشناسی و طبقه‌بندی رفتاری آنان به شمار می‌رود. نمونه تاریخی و قرآنی این نوع خشونت را می‌توان در اقدام یکی از فرزندان آدم به قتل برادرش و کشتن حضرت موسی (علیه‌السّلام) فردی از دشمنان خود را در کشور مصر، پیش از نبوت و پیامبری خویش، سراغ گرفت. این دو رویداد در آیات ۲۷ سوره مائده و ۱۵ و ۱۶ سوره قصص آمده است. عهده‌دار اصلی تبیین خاستگاه‌ها، نمودها و برآیندهای این نوع خشونت، دانش روانشناختی است.

| خشونت در قلمرو رفتار اجتماعی
قلمرو اجتماع، گاه رفتارهای خشن جامعه را در سطح گسترده در برمی گیرد و روابط و تعامل اجتماعی در ساحت کردارها و گفتارها ـ تعامل گفتاری و شنیداری ـ را دچار چالش و تنش می‌سازد، در این فرض، این اشخاص و افراد روان‌پریش و خشن نیستند که کارهای خلاف سنت، عرف، فرهنگ و قوانین، مرتکب می‌شوند، بلکه دسته‌ها، باندها و گروه‌هایی تبهکار و خشونت‌گر شکل می‌گیرند که بیشتر سطوح تعامل و روابط اجتماعی را با اختلال رو به رو می‌کند و در مواردی بر اثر گسست فرهنگی و یا سیاسی و یا عواملی از این دست، شیرازه هم زیستی مسالمت‌جویانه، عقلانی و سامان‌مند ساکنان یک حوزه فرهنگی و یا سیاسی، دستخوش خشونت و بی‌قانونی می‌شود، که در این صورت از چنان حالتی با عنوان بحران اجتماعی یاد می‌گردد. وضعیت خشونت‌بار اجتماعی پیش گفته، ممکن است معطوف به روابط درون گروهی و طبقات اجتماعی باشد؛ چه، در جامعه‌های پیچیده گروه‌های مختلف اجتماعی ممکن است با یکدیگر در ستیزه باشند و هر یک بر آن باشند که ارزش‌ها و هنجارهای خود را بر تمام جامعه گسترش دهند، نمونه‌هایی از این قبیل موقعیت‌ها را می‌توان در ستیزه‌های میان طبقات اجتماعی، میان گروه‌های دینی و میان گروه‌های قومی یا میان ملیت‌ها پیدا کرد .عنوان کلی و شاخصه عام این ستیزه‌ها جنگ داخلی است.خشونت اجتماعی و گروهی معطوف به درون در برخی مواقع جنبه سیاسی دارد و بازتاب رفتار، قوانین و عملکرد نهادها و هویت‌های سیاسی به شمار می‌آید و به صورت‌های آشوب؛ توطئه و انقلاب (جنگ درون کشوری) نمود می‌یابد

| آشوب
آشوب خشونت سیاسی نسبتا خودجوش و غیرسازمان یافته همراه با مشارکت مردمی قابل ملاحظه، شامل اعتصابات سیاسی خشونت‌بار، شورش‌ها و درگیری‌های سیاسی و شورش‌های محلی.

| توطئه
توطئه خشونت سیاسی بسیار سازمان یافته، همراه با مشارکت محدود، شامل سوء قصدهای سیاسی سازمان یافته، تروریسم در مقیاس کوچک، جنگ‌های پارتیزانی در مقیاس کوچک، کودتا و طغیان.

| انقلاب
انقلاب یا جنگ درون کشوری خشونت سیاسی بسیار سازمان یافته همراه با مشارکت مردمی گسترده که به منظور سرنگونی رژیم یا در هم شکستن دولت طراحی شده و همراه با خشونت گسترده باشد، شامل تروریسم و جنگ‌های پارتیزانی در مقیاس گسترده وجنگ‌های داخلی.
حیات اجتماعی و تاریخی بنی‌اسرائیل به روایت قرآن و عهد عتیق، تصویر کامل و روشنی از جامعه خشونت‌گر و دچار بحران اجتماعی خشونت ارائه می‌دهد؛ چه در روابط و تعامل درون قومی و چه در تعامل آنان با سایر اقوام و گروه‌های اجتماعی که به نوعی با آنان در تماس بوده‌اند، زیرا آنان روزی به کشتار دسته جمعی یکدیگر می‌پرداختند و روزی پیامبران‌شان را که داعیان صلح و هم زیستی مداراجویانه، رفاه اجتماعی، عدالت و یگانه پرستی بودند از دم تیغ می‌گذراندند و گاه از دستورات فرمانروایی که به درخواست خود آنان و گزینش و انتخاب پیامبران ایشان، تعیین شده بود سرپیچی می‌کردند.

 

خشونت و نوجوانان

پرخاشگری یکی از مشکلات رفتاری بسیار جدی و نگران کننده در نوجوانی است. در کنار ترس از خودکشی و سوء مصرف مواد، خشونت در نوجوان ها یکی از مهم ترین نگرانی های والدین است. از این واژه (پرخاشگری و خشونت) جهت بیان کردن مفهوم بسیاری از انواع رفتارها استفاده می شود. از جمله: بدخلقی، بحث و مشاجره کردن، زورگویی، خراب کردن لوازم شخصی و بی رحمی نسبت به حیوانات و هم چنین دعوا کردن.
پرخاشگری عموماً یک شبه اتفاق نمی افتد بلکه در طول زمان گسترش می یابد، رفتارهای پرخاشگرانه ی ضعیف تر در کودکان نوپا به شکل گریه و زاری کردن(شکستن وسایل، گاز گرفتن، لگد انداختن و اذیت کردن دیگران به طُرق دیگر)، که اکثراً در نتیجه ناکامی و عصبانیت به وجود می آید و عموماً در مقابل هم بازی ها و والدین بروز می کند – به ویژه آن هایی که پس از 6 سالگی نیز ادامه می یابد – کودکان را مستعد پرخاشگری در دوره ی نوجوانی می کند و می توان گفت کودکی که رفتارهای خشونت آمیز و پرخاشگرانه را به نمایش می گذارد به احتمال زیاد این کار را در دوران نوجوانی هم انجام می دهد.

تفکر و رفتار کودکان پرخاشگر با سایر کودکان فرق دارد. اغلب آن ها یک باور کلی دارند که جهان سرشار از خشونت است و مردم همگی نسبت به این افراد خصومت دارند، بنابراین در محیط اطراف شان به دنبال شواهدی برای تأیید این باور می گردند و از رفتارهای دیگران برداشت منفی دارند و تصور می کنند مردم درصدد آسیب رساندن به آن ها هستند، بنابراین این ها اغلب ترجیح می دهند برای حل کردن مشکلات شخصی شان راه حل های پرخاشگرانه پیدا کنند .یکی از عوامل مستعدکننده ی پرخاشگری، واقع شدن فرد در معرض خشونت است، از جمله: آزار جسمی و تنبیه بدنی شدن و مشاهده ی خشونت در خانه یا در رسانه ها و… نوجوانان رفتارهایی را که تجربه می کنند، تقلید می کنند و به علاوه قرار گرفتن در معرض خشونت، می تواند موجب تحریک سایر رفتارهای پرخاشگرانه بشود و وجود خشونت در رسانه ها بر شدت خشونت می افزاید.

پرخاشگری نوجوانان تحت تأثیر رفتار والدین هم هست، اکثر این نوجوانان در خانواده های خشن بزرگ شده اند. چنین والدینی توجهی به نوجوانان ندارند، نیازهای عاطفی آن ها را تأمین نمی کنند و برای کنترل کردن فرزندان شان از رفتارهای منفی مثل تنبیه کردن، سرزنش کردن یا داد زدن استفاده می کنند، بنابراین این نوجوانان فکر می کنند رفتار پرخاشگرانه بهترین راه حل مشکلات است. نوجوانانی که عادت دارند در خانه جنگ و نزاع ببینند، به احتمال زیاد در زندگی خودشان هم این رفتارها را به نمایش می گذارند.

پرخاشگری می تواند به واسطه ی برخی از اختلالات روانی و عصبی نیز ایجاد شود، نوجوانانی که با اختلالات خلقی از قبیل افسردگی اختلال دوقطبی (اختلالی است که دارای دوره ها یا نوبت هایی از افسردگی و برعکس آن شادی بیش از حد و شیدایی می باشد). رو به رو هستند در معرض خطر جدی پرخاشگری می باشند. آسیب دیدگی شدید مغز به واسطه ی ضربه یا عوامل عصبی دیگر یا داشتن هوش کم تر از متوسط از جمله عوامل مستعدکننده ی پرخاشگری در نوجوانان است.ع واملی که باعث افزایش ناکامی افراد می شود خطر پرخاشگری را افزایش می دهد، مثلاً ناتوانی های یادگیری بلندمدت، میل به پرخاشگری را در نوجوان ها افزایش می دهد. زندگی در موقعیت اجتماعی- اقتصادی پایین نیز می تواند منجر به ناکامی و ناتوانی فرد و در نتیجه موجب پرخاشگری شود.

گاه خشونت نشانه ی توجه جویی نوجوان است. به ویژه نوجوانان نسبت به نظر و توجه هم سالان خود اهمیت می دهند، همانندسازی با هم سالان یا وابستگی به آن ها عامل مهم دیگری در پرخاشگری نوجوانان است، به ویژه نوجوانانی که توسط والدین شان طرد شده اند برای کسب حمایت و تأیید شدن به سوی هم سالان کشیده می شوند، چنین نوجوانانی در مدرسه ضعیف هستند و به دنبال افرادی می گردند که مانند خودشان باشند. آن ها نیاز دارند با کسی سازگاری نشان دهند و به خودشان ثابت کنند که خوب هستند، چون همواره مورد ناکامی و بی مهری قرار گرفته اند، از این رو احتمال دارد دست به اَعمال خشونت بار بزنند و هم دیگر را برای این اَعمال مورد تشویق قرار دهند.

اغلب نوجوانان مبتلا به پرخاشگری، مهارت های اجتماعی خوبی ندارند، قادر به فهم افکار و احساسات دیگران نیستند، اغلب تصور می کنند دیگران پرخاشگرتر هستند و می خواهند به آن ها صدمه بزنند و دنیا یک مکان پرخاشگرانه است، در نتیجه در ارتباطات اجتماعی شان رفتار پرخاشگرانه دارند.

 

 

 

 

 

 اختلافات
 اختلافات ناموسي نشأت گرفته از خشونتهاي خانوادگي در جوامع شرقي و سنتي از لحاظ فرهنگي نمود بيشتري دارد. به طوري كه دلايل عمده قتلهاي ناموسي را تعصب، انگيزه انتقام شخصي، حسادت، شكاك بودن، ذهنيت بسته، وجود شخص ثالث، رهايي از دست شريك زندگي كه حكم مانع را دارد و از بين رفتن آبرو تشكيل مي دهد. ناگفته نماند كه اختلافات ناموسي كه منجر به قتل مي گردد بيشتر توسط مردان صورت مي گيرد، در مورد زنان كمتر ديده شده زني به تنهايي و بدون همكاري شخصي ديگر اقدام به قتل كرده باشد.
 در بسياري از مواقع، موانع حقوقي مثل عدم جدايي زن از مرد، سپردن حضانت فرزندان به مرد، اخلاق بد شوهر و ... از عواملي است كه زن را به سوي ارتكاب جرم سوق مي دهد.


 دكتر شهلا اعزازي، معتقد است كه زنان بسيار متحمل هستند و بسياري از آنان خشونت پذيرند. چون در جامعه پذيري طولاني خودشان خشونت نسبت به مادر و ... را ديده اند. ولي وقتي حامي پيدا كنند اعم از پدر، برادر يا مردي ديگر مرتكب اعمالي مي شوند كه منجر به حق خواهي آنها مي گردد. چون به صورت هنجار يا ناهنجار(قتل، طلاق) اين امر نشانگر آن است كه زن واقعاً به پشتيباني قانوني، اجتماعي و حقوقي... نياز دارد. به طوري كه اگر اين كمك به جاي يك فرد از طرف اجتماع باشد، زندگي زيبايي به او هديه مي شود ، شهلا اعزازي معتقد است وجود مكانهاي امن براي زنان تحت ستم از بسياري عواقب وخيم خشونتهاي خانوادگي جلوگيري مي كند.

خشونت و هزاره سوم
 افكار عمومي بايد بپذيرند كه در قرن ۲۱ ديگر خشونت جايز نيست و بشر به مرحله اي از تكامل و پيشرفت رسيده كه اين پيشرفتها جهاني شده است. به طوري كه امروزه در جامعه به جايي رسيده ايم كه دولتها در واقع دولتهاي زورگو نيستند. دولتهاي رفاه اجتماعي و مردم سالارند.
 دولت امروز خود را موظف كرده كه از حقوق شهروندان دفاع كند. در محيط خانوادگي نيز ديگر نمي توان گفت «چهار ديواري اختياري» و خانواده محيطي است خصوصي و هيچ كس حق دخالت ندارد زيرا يك تعامل ميان دولت و مردم به وجود آمده است.
 مدرسه رفتن و واكسن زدن به بچه ها، كنترل تعداد فرزندان و ... بايد بپذيريم كه خشونت در خانواده يك مسأله خصوصي نيست. وقتي پدر يا مادري فرزندش را كتك مي زند اثرات سوء اين حركت در نسل بعد باقي مي ماند و مسأله گردش خشونت مطرح مي شود. چه كودك خود قرباني پرخاشگري و خشونت باشد و چه شاهد خشونت به ساير افراد خانواده. اين گردش خشونت از نسلي به نسل ديگر ادامه خواهد داشت و به اين ترتيب پاياني براي خشونت وجود ندارد. براي جلوگيري از خشونت در هزاره سوم به يك عامل قدرتمند به عنوان دولت قانونمند نياز است كه در يك محدوده خصوصي كه خانواده است براي جلوگيري از تبعات ويرانگر خشونت دخالت كند.


 خانواده اساسي ترين نهادي است كه به اعضاي خود احساس امنيت و آرامش مي دهد و مهمترين فضاي ارضاي نيازهاي طبيعي و جنسي انسانها است. اين نهاد طي هزاران سال پايدارترين و مؤثرترين وسيله حفظ ويژگي هاي فرهنگي و عامل انتقال آنها به نسل هاي بعدي بوده است. اما وجود خشونت در خانواده اضطراب و ناامني را گسترش مي دهد كه پيامد آن بيماريهاي روان تني، گسترش پديده قتلهاي خانوادگي، همسركشي و كودك آزاري است. كارشناسان اجتماعي معتقدند خشونت در خانواده ، نشان رشد خشونت در سطح جامعه است.
 صفحات حوادث روزنامه ها، هفته نامه ها و اخبار راديو و تلويزيون منعكس كننده صور مختلف پرخاشگري و خشونت هستند كه بيشترين مخاطب را نيز دارند .

 

 اين گونه رفتارها چنان روبه رشد است كه گويي در جان جامعه جاي گرفته و بخشي از رفتارهاي معمولي افراد شده است. هر روز با انواع خشونت و پرخاشگري از قبيل قتل هاي خانوادگي، آدم ربايي، نوزاد دزدي، نزاعهاي خياباني و ... مواجه هستيم. در اين مقاله سعي شده به سؤالاتي از اين قبيل پاسخ داده شود.
 اين كه واقعاً خشونت و پرخاشگري چه مفهومي دارد؟ انواع آن كدام است؟ به چه علت يا عللي از افراد در جامعه سر مي زند؟ خشونت با انسان متولد مي شود يا معلول محيط و يادگيري هاي اجتماعي است؟
 

اختلافات خانوادگي
 فقر فرهنگي يكي از عواملي است كه خانواده و اعضاي آن را تهديد مي كند. آگاهي نداشتن از قوانين و حقوق رايج جامعه كه منجر به اين مي شود فرد دست به عملي زند و تصور كند كه مي تواند از آن رهايي يابد. اگر چه بعضاً افرادي نيز يافت مي شوند كه علي رغم آگاه بودن از نتيجه اعمالشان به خاطر جهالت و فقر فرهنگي مرتكب اعمال خلاف مي شوند.


 «مانع شوهرم بود. ۱۵ سال اعتيادش جانم را به لبم رسانده بود. قرار گذاشتيم بكشيمش و بعد برويم خارج. اما حالا... در انتظار قصاص هستم.»


 گذار از سنت به مدرنيته هميشه عواقب و تبعات خودش را دارد. عواقبي كه با ناهنجاري هاي اجتماعي نمود پيدا مي كند و شايد از بستر خانواده شروع و تا آنجا پيش رود كه همه مرزها را در هم شكند و نهاد خانواده را نيز به زير سؤال برد.


 «اختلاف فرهنگي داشتيم. حرف هم را نمي فهميديم. با زن ديگري آشنا شدم خيلي خوب مرا مي فهميد. نمي توانستم با او ازدواج كنم. مخارج دو خانواده را هم نداشتم. نقشه كشيدم كه زنم را به ساختمان بلندي ببرم و بگويم كه اينجا را مي پسندي برايت اجاره كنم؟ همانطور كه كنارش راه مي رفتم. هولش دادم. افتاد پايين روي ايوان طبقه پاييني ولي نمرد ؛از دستم شكايت كرد و... »


 اختلافات اقتصادی
 با نگاهي به پرونده هاي خشونتهاي خانوادگي مي توان يك نقطه مشترك را مشاهده كرد. عامل اقتصادي كه در حال حاضر از علل مهم خشونت و پرخاشگري در خانواده است. والدين كه براي تأمين مخارج خود بعضا در دو شيفت كار مي كنند و هرگز نمي توانند آرام و خونسرد، مهربان و صميمي باشند و كارشناسان مسائل اجتماعي بيكاري را نيز جز اولين و مهمترين آسيبهاي اجتماعي كشور عنوان مي كنند كه خود عامل اصلي پرخاشگري نيز محسوب مي شود.


 «از اداره كه مي آمدم با ماشينم مسافركشي مي كردم. زنم با قرص اعصاب زندگي مي كرد. چون هر روز با صاحب خانه وهزاران گير و گرفتاري روبرو بود. يه شب كه بچه سه ماهه خيلي گريه كرد و نتونستم آرامش كنم و مادرش هم كه بيدار نشد عصبي شدم، متكا را گذاشتم روي صورت بچه و نگه داشتم. ديگه گريه نكرد. »


 از آنجايي كه ريشه همه آسيبهاي اجتماعي را بايد در خانواده جست وجو كرد با نگاهي به پرونده هاي خشونت خانوادگي مي توان به يك نقطه مشترك رسيد. نقطه اي كه از زبان بيشتر متهمان (عاملان خشونت) شنيده مي شود.

 


 اختلافات اجتماعي
 خانواده، جامعه و فرد يك مثلث را تشكيل مي دهند كه اختلالات رفتاري در بين هر كدام از ضلعها سبب ايجاد مشكلات متعدد مي شود. در هر حال نبايد از نظر دور داشت كه« اعتياد »يكي از عوامل خشونت زا در بستر خانواده است. بطوري كه موادمخدر جزو شايعترين ناهنجاريها محسوب مي شود. فرد معتاد به ندرت مي تواند پيوندهاي مستحكم عاطفي، وفاداري و تعهد داشته باشد و ارتكاب جرايم معتادان به علت ضعف روابط انساني هر روز بيشتر مي شود و امنيت خانواده و جامعه را به خطر مي اندازد.

«پسري مادرش را به علت ندادن پول براي خريد مواد كشت .»


 خشونتهاي خانوادگي نوعي بي اعتمادي نسب به افراد در انسان به وجود مي آورد و فرد پرخاشگر و خشن هرگز نمي تواند مورد اعتماد جامعه باشد. در بسياري از موارد نيز كسي كه در كاري شكست مي خورد و يا به اصطلاح سرخورده مي شود و يا در محل كار خود توبيخ مي شود نمي تواند به خاستگاه ناكامي و شكست خود پرخاشگري كرده و خشونت روا بدارد، از اين رو خشونت را به اطرافيان خود روا مي دارد.
 به تعريفي ديگر پرخاشگري و خشونت با ناكامي جابه جا مي شود و شخص به جاي علت واقعي و خاستگاه اصلي به خاستگاه ديگري حمله ور مي شود.

عوامل محيطي خشونت
 بسياري از محققان الگوهاي خانوادگي نادرست و گسستگي خانوادگي به علت طلاق يا مرگ يكي از والدين و حتي تعارض والدين را عامل اصلي خشونت مي دانند. تحقيقات نشان مي دهد كه در صورت مرگ پدر در سنين كودكي و به عنوان الگوي همانندسازي براي پسران، ميزان پرخاشگري و خشونت در اين افراد در حد بالايي افزايش مي يابد. بطوري كه آمار مي گويد: ۷۵ درصد پسران پرخاشگر و خشن از وجود پدر محروم بوده يا الگوي فردي براي يادگيري نداشته اند. همچنين فرد با روشهاي انضباطي غلط نيز در افزايش خشونت نقش مؤثري داشته اند، وجود پدر الكلي، معتاد يا داراي رفتار ضداجتماعي يا نوروتيك از عوامل اصلي آن به شمار آمده اند.

 

همچنين مورد آزار و اذيت جنسي و جسمي، آزار و تنبیه بدني كودك، خشونت والدين، پايين بودن سطح سواد خانواده و وضعيت اقتصادي در بروز خشونت تا حد بسيار بالايي تأثير دارد.
 

 

 

 

 


 نظريه هايي درباره خشونت
 اريك فروم معتقد است كه انسان داراي نوعي از پرخاشگري بالقوه و ذاتي است كه اساساً در پاسخ به تهديد علايق حياتي او به طور اعم بروز مي كند.

 

اين خشونت براي حفظ زيست، دفاعي ضروري است ولي نوع ديگر آن غريزي نيست بلكه تحت تاثير يادگيري و محيط فرهنگي و اجتماعي انسان است.
 فلاسفه و دانشمندان هر يك به فراخور ديدگاه خود انسان را تعريف كرده اند .

 

 براساس اين تعاريف؛ يكي از ويژگيهاي او را در نظر گرفته اند مانند تفكر، نطق، اجتماعي بودن، خنده و... در يكي از تعاريف، اليوت ارنسون مي گويد: انسان، حيوان پرخاشگر و ستيزه جوست. با اين تعريف اين سؤال مطرح مي شود آيا واقعا پرخاشگري در انسان فطري است و در ذات او موجود است؟ يادگيري تا چه حد در پرخاشگري مؤثر است؟
 ژان ژاك روسو مي گويد: انسان در محيط طبيعي، موجودي مهربان، شاد و خوب است.

 

 قيود اجتماعي او را مجبور به پرخاشگري و فساد مي كند اين نظريه و نمونه هاي ديگر به جنبه اكتسابي يادگيري پرخاشگري تأكيد دارند همچنانكه فرزند خانواده خشن هرگز مهربان و صبور نخواهد بود.


 «حسن هرگز نمي توانست با فرزندش با مهرباني رفتار كند تمام وظايف خود را انجام مي داد ولي توأم با خشونت و پرخاشگري. بررسي زندگي دوران كودكي حسن نشان مي دهد كه او نزد نامادري خشن پرورش يافته و هرگز جز پرخاشگري رفتاري ديگر را نياموخته است. »

 

بسياري از انديشمندان از جمله پروفسور عدل معتقد بوده اند كه انسان در محيط طبيعي خشن و بي رحم است و تنها برقراري نظم و تربيت در جامعه مي تواند او را مهار كند و يا سبب تصعيد غرايز طبيعي پرخاشگرانه او بشود.
 نوربرت الياس، جامعه شناس آلماني در كتاب فرآيند تمدن (۱۹۳۹) چنين بيان مي كند كه در تمدنهاي ابتدايي بشري، استفاده از زور و اجبار عاملي بود كه افراد در جامعه را مجبور به قبول حقوق و حد و مرز زندگي ديگران مي كرد. اين تعريف از متدين بودن را مي توان تا حد قابل قبولي به مفهوم«تقوا » منطبق دانست كه در اديان الهي نسبت به آن تأكيد بسيار شده است. نتيجه اينكه متدين بودن و تقوا داشتن عامل مهمي در رعايت حقوق، مدارا و پرهيز از رفتار خشونت آميز با ديگران است. واقعيت نيز چنين است كه شخص هنگامي از روشهاي خشونت گرايانه استفاده مي كند كه نتوانسته باشد ديگران را تحمل كند و در مواجه شدن با ديگران براي رعايت و تحمل ديگري، ترمزهاي درونش عمل نكنند.
 نوربرت الياس معتقد است كه خشونت پديده اي است كه در فرآيند اجتماعي شدن آموخته مي شود و از آنجايي كه عدم خشونت ورزي به سطح تمدن جامعه و رشد فرهنگ احترام به شخصيت و عقايد ديگران و روشهاي زندگي و شيوه هاي رفتاري ديگري و شكل گيري فرهنگ دموكراسي در جامعه مربوط است به نظر مي رسد كه محو خشونت ممكن نيست مگر آنكه در همه نهادهاي رسمي و غيررسمي (مانند مدرسه و خانواده) خرد و كلان جامعه تغيير و تحولي بنيادين و مستمر و پايدار صورت گيرد، تنها در اين صورت فرهنگ خشونت ورزي جاي خود را به مداراي اجتماعي خواهد سپرد.
 

 

خشونت در تلويزيون
 از آ نجايي كه تلويزيون به عنوان تنها سرگرمي در دسترس خانواده ها همواره حضور دارد شايسته است كه خانواده ها نكته هاي زير را رعايت نمايند: 
 - برنامه هاي مشخصي را تعقيب كنند كه عاري از خشونت باشد.
 - براي جايگزيني تلويزيون از وسايل مورد علاقه كودكان مثل پازل، بازيهاي فكري، مداد شمعي، مداد رنگي، كاغذ، كتاب و مجلات استفاده نمايند.
 - تمام رسانه هاي حاوي خشونت را نفي نموده و اين اصل را به عنوان قانون خانوادگي بپذيرند كه در خانه جايي براي خشونت وجود ندارد چه در فيلم هاي ويدئويي، چه در بازيهاي كامپيوتري، براي فعاليتهاي روزانه برنامه ريزي كرده و كودكان را به انجام فعاليتهاي ديگر تشويق كنند و به گروههاي مخالف نمايش خشونت در تلويزيون بپيوندند. چون امروزه استفاده از شيوه هاي خشونت آميز در رسانه هاي گروهي به امري بديهي تبديل شده و خشونت عريان از طريق تلويزيون، سينما و رايانه به نمايش گذاشته مي شود به طوري كه در بازيهاي رايانه اي، فرد به تعداد آدمهايي كه به قتل مي رساند امتياز كسب مي كند. اين خود باعث نهادينه شدن خشونت در نظام شخصيتي- رفتاري افراد مي شود.
 
 

 خشونت عليه زنان
 يكي از بارزترين خشونتها در جامعه امروزي، خشونت عليه زنان است به طوري كه يافته هاي مطالعاتي حاكي از آن است كه در ايران نيز مانند ساير جوامع جهان خشونت عليه زنان مشكل آفرين شده است. زناني كه در معرض خشونت قرار مي گيرند انواع شكلهاي سوء رفتار را در زندگي فردي و اجتماعي خود تحمل مي كنند.
 بارداري، تحصيلات عاليه و دسترسي به منابع مالي و استقلال اقتصادي و كسب درآمد، زنان را در مقابل سوء رفتار و خشونت حفاظت نمي كند. حتي در مواردي، زنان تحصيل كرده و داراي استقلال اقتصادي بهاي بيشتري بابت خشونت مي پردازند كه از نظرها پنهان است. با وجود اين يافته هاي مطالعاتي، هنوز تعريف مانع و جامعي از خشونت عليه زنان به دست نيامده است. آيا خشونت در كتك خوردن خلاصه مي شود؟ و يا زن آزاري از موارد شناخته شده خشونت در خانواده محسوب مي شود.

 

 پزشكي قانوني از جمله مراجع مهمي است كه روزانه با شكايت زناني كه از ايراد ضرب و جرح توسط شوهرانشان شاكي هستند مواجه مي باشد. در شرح حالي كه پزشكان قانوني در بدو معاينه از قربانيان زن آزاري مي گيرند اين نتيجه به دست آمده است كه مردهاي همسر آزار غالباً افرادي با شخصيت پرخاشگر هستند در حالي كه تعدادي از آنها به هنگام ابتلا به بيماري رواني معمولاً از نوع افسردگي اقدام به كتك زدن همسر خود مي كنند و ساير خصوصيات چنين مرداني عبارت است از حسادت بيمارگونه و افراط در ميگساري ،همچنين اين افراد در كودكي، خشونت هاي خانوادگي را تجربه كرده اند.

 

 

 

خشونت عليه كودكان
 خشونت متقابل والدين نسبت به يكديگر گاهي اوقات به رفتار با فرزندان نيز تعميم داده مي شود و آنها قرباني روابط خشونت و فضاي خشونت آميز در محيط خانواده مي شوند. به هر حال خشونت، خشونت مي آفريند و در يك رابطه متقابل، ابعاد و اشكال پيچيده تري مي يابد. كودكاني كه در چنين محيط خانوادگي رشد مي كنند و شخصيتشان شكل مي گيرد، خشونت را مي آموزند. آنها ياد مي گيرند كه هر گاه با رفتار و گفتار كسي مخالف باشند، او را مورد تهديد قرار دهند، يا او را به زور وادار به انجام عملي كنند و يا حتي با او برخوردي فيزيكي صورت دهند. ناراحتي و نارضايتي از ديگري معمولاً با اين نمادها ابراز مي شود. كودكي كه رفتار خشونت آميز را در چنين خانواده اي كه مدارا و تحمل ديگري در آن معنايي ندارد، مي آموزد و در مراحل بعدي زندگي خود آن را به كوچه مي كشاند. خشونت در نظام ذهني و شخصيتي او تبديل به امري مشروع مي شود. او مي آموزد كه هرگاه حق را به جانب او ندهند، به ديگران پرخاش و حمله كند و اگر نظر او را نپذيرند حتي ديگران را مورد ضرب و شتم قرار دهد. در دومين مرحله، كودك وارد مدرسه مي شود. در اين محيط، اشكال ديگري از خشونت را مشاهده و تجربه مي كند كه انجام ندادن تكاليف منجر به تنبيه او مي شود و شخصيت او در هنگام تنبيه آسيب مي بيند و در يك رابطه متقابل مترصد فرصت مي ماند تا خشونتي را كه نسبت به او روا داشته شده را عليه ديگري به كار گيرد.

 

خشونت در تقسيم بندي اجتماعي
 هر گاه در جامعه يك گروه از گروه ديگر متمايز و تفكيك شود فاصله اجتماعي رخ مي دهد و اين امر عواقب ديگري با خود به همراه مي آورد. افرادي كه خود را در گروه خودي قرار مي دهند اعمال خشونت را در مورد گروه بيروني امري مشروع و طبيعي تلقي مي نمايند و نسبت به سايرين، خود را محق مي دانند همانند تماشاگران تيم فوتبال كه هر كدام گروه خود را خودي و گروه ديگري را بيروني مي خوانند. عواقب چنين تقسيم بندي را بارها بين تماشاگران شاهد بوده ايم. برخوردهاي خشونت آميز حتي در بيرون از زمين فوتبال، خرد كردن شيشه اتومبيل ها، پاره كردن روكش صندلي ها به طوري كه درگيري دو گروه فوتبال، كشته نيز بر جاي نهاده است.
 به طور كلي در جوامع توسعه نيافته از لحاظ سياسي اين معضل خود را بيشتر نشان مي دهد. در جوامعي كه فرهنگ گفت و شنود و بحث دو طرفه و تبادل نظر دموكراتيك وجود نداشته و يا قوت ندارد، روابط نابرابر قدرت نيز عامل اعمال خشونت از جانب اشخاص داراي قدرت بيشتر نسبت به اشخاص داراي قدرت كمتر روا مي شود و نارضايتي گروه مقابل نيز از طريق رفتار خشونت آميز ابراز مي گردد.

 

پيشنهاد
 پيشنهادهاي ذيل راهكارهايي عملي را ارائه مي دهند كه مي توان در مورد آنها برنامه ريزي كرد:
 
 - به پزشكان، پرستاران، نيروي انتظامي و مديران مدارس اختيار داده شود كه در موارد مشاهده كودكان تحت خشونت واقع شده گزارش بدهند و نيروي كافي نيز براي پيگيري وجود داشته باشد.
 - فرهنگ سازي از طريق رسانه هاي گروهي، بالا بردن سطح آگاهي مردم از حقوق جزايي و آشنا كردن آنان از عواقب عملشان مي تواند راه حلي براي جلوگيري از ارتكاب جرم باشد.
 - كنترل بر رسانه هاي اجتماعي تا آنجا كه به كارگيري خشونت را به حداقل برسانند.
 - براي محو خشونت در همه نهادهاي رسمي و غيررسمي تغيير و تحولي بنيادين و مستمر و پايدار صورت گيرد.
 - تبديل فرهنگ خشونت به مداراي اجتماعي.
 - آگاه سازي جامعه از عواقب رفتار خشونت آميز.
 - عاري سازي جامعه از كينه و نفرت و جايگزيني عطوفت و مهرباني.
 

 

 سخن آخر
 اگر خيلي زود فكري به حال خشونت نكنيم، با معضل وحشتناكي روبه رو خواهيم شد. اگر مي خواهيم كاري بكنيم بايد سرمايه گذاري و برنامه ريزي كنيم. اگر امروز شروع كنيم شايد ۱۰ سال آينده اولين نمودهاي آن را ببينيم. امروز خانواده ها به جاي اين كه محل امن باشند محل خشونت گرديده و اين معضل به طور جدي وجود دارد. ساده ترين راه اين است كه فرد ,فرد اعضاي جامعه خود را در مقابل اين كه كسي تحت خشونت است مسئول بدانند.


تنها عضا سایت قادر به مشاهده این بخش هستند لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !


ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید


ورود به حساب کاربری

  • مطالب مشابه

    • توسط محمد مهدی داودآبادی
      لینک کوتاه شده مطلب : http://bofd.ir/dl_b4a
      به نام خدا
      با سلام و عرض خسته نباشید.
       
      نسخه 7.01 بیسیک فور اندروید را به صورت کامل و کرک شده براتون قرار دادم.
      انشالله که استفاده کنید
       
      امکانات اضافه شده در این نسخه :
      Resumable subs - Wait For / Sleep: https://www.b4x.com/android/forum/threads/resumable-subs-sleep-wait-for.78601/#post-498072 [B4X] SQL with Wait For [B4X] OkHttpUtils2 with Wait For Async dialogs: https://www.b4x.com/android/forum/threads/doevents-deprecated-and-async-dialogs-msgbox.79578/ Variables and subs renaming based on the Find All References feature. Quick search supports replacing including replacing in all modules. Icon picker - Filter field supports filtering by hex code. Starter service better handles cases where the process is started by multiple intents. CSBuilder.Image adds an underscore instead of space to fix an issue with multiline strings. Application_Error - Fixed a compatibility issue with Android 2.2. PhoneCalls - READ_CALL_LOG permission added. This is a new requirement. Sender is set when raising events with CallSub or CallSubDelayed from classes. Debugger improvements related to deployments of large projects. It is recommended to upgrade B4A-Bridge to v2.31: https://play.google.com/store/apps/details?id=anywheresoftware.b4a.b4abridge&hl=en DoEvents is deprecated. A warning will appear when using it (see the async dialogs tutorial). Note that it is still supported, exactly as before. SQL library updated to make it simpler to use with Wait For. Notes: - B4A compiled libraries with service modules need to be recompiled. - Java 8 is required (Tools - Configure Paths).  
      آموزش نصب  ابتدا هر دو فایل را دانلود کنید. بعد فایله B4A 7.01.zip را باز کنید و برنامه را نصب کنید سپس فایل B4A 7.01 crack.zip را در پوشه ای که بیسیک فور اندروید را ریخته اید اکسترک کنید. اکنون بیسیک فور اندروید برای شما کرک شده و می توانید از آن استفاده کنید.  
      رمز : basicofdata.com
      منبع : انجمن برنامه نویس ایرانی
      موفق و پیروز باشید.
    • توسط محمد مهدی داودآبادی
      تنها عضا سایت قادر به مشاهده این بخش هستند لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید .


      تنها عضا سایت قادر به مشاهده این بخش هستند لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید .
      دانلود بیسیک فور اندروید نسخه 7.01 کرک شده
      لینک کوتاه شده مطلب : 
      تنها عضا سایت قادر به مشاهده این بخش هستند لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید .
      به نام خدا
      با سلام و عرض خسته نباشید.
       
      نسخه 7.01 بیسیک فور اندروید را به صورت کامل و کرک شده براتون قرار دادم.
      انشالله که استفاده کنید
       
      امکانات اضافه شده در این نسخه :
      Resumable subs - Wait For / Sleep: https://www.b4x.com/android/forum/threads/resumable-subs-sleep-wait-for.78601/#post-498072 [B4X] SQL with Wait For [B4X] OkHttpUtils2 with Wait For Async dialogs: https://www.b4x.com/android/forum/threads/doevents-deprecated-and-async-dialogs-msgbox.79578/ Variables and subs renaming based on the Find All References feature. Quick search supports replacing including replacing in all modules. Icon picker - Filter field supports filtering by hex code. Starter service better handles cases where the process is started by multiple intents. CSBuilder.Image adds an underscore instead of space to fix an issue with multiline strings. Application_Error - Fixed a compatibility issue with Android 2.2. PhoneCalls - READ_CALL_LOG permission added. This is a new requirement. Sender is set when raising events with CallSub or CallSubDelayed from classes. Debugger improvements related to deployments of large projects. It is recommended to upgrade تنها عضا سایت قادر به مشاهده این بخش هستند لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید .
      ارسال شده ۱۷/۰۶/۱۵ دسته تنها عضا سایت قادر به مشاهده این بخش هستند لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید .
       
    • توسط محمد مهدی داودآبادی
      لینک کوتاه شده مطلب : http://bofd.ir/dl_b4a65
      به نام خدا
      سلام
      دانلود بیسیک فور اندروید نسخه 6.5 کامل و کرک شده.
      امیدوارم از این نسخه که امکاناته جالبی بهش اضافه شده خوشتون بیاد.
      شیوه نصب بعد از دانلود باید محتویات پوشه رو به پوشه بیسیک فور اندرویدی که در کامپیوتر شما نصبه ببرید. اگه قبلا اون رو نصب کردین احتمالا مسیر زیر:
      C:\Program Files (x86)\Anywhere Software\Basic4android مشاهده تغییرات اخیر بیسیک فور اندروید 6.5
      منبع : کوئیک لرن
      موفق و پیروز باشید.
    • توسط محمد مهدی داودآبادی
      تنها عضا سایت قادر به مشاهده این بخش هستند لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید .


      تنها عضا سایت قادر به مشاهده این بخش هستند لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید .
      دانلود بیسیک فور اندروید نسخه 6.5 کامل و کرک شده
      لینک کوتاه شده مطلب : 
      تنها عضا سایت قادر به مشاهده این بخش هستند لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید .
      به نام خدا
      سلام
      دانلود بیسیک فور اندروید نسخه 6.5 کامل و کرک شده.
      امیدوارم از این نسخه که امکاناته جالبی بهش اضافه شده خوشتون بیاد.
      شیوه نصب بعد از دانلود باید محتویات پوشه رو به پوشه بیسیک فور اندرویدی که در کامپیوتر شما نصبه ببرید. اگه قبلا اون رو نصب کردین احتمالا مسیر زیر:
      تنها عضا سایت قادر به مشاهده این بخش هستند لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید .
      تنها عضا سایت قادر به مشاهده این بخش هستند لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید .

      منبع : کوئیک لرن
      موفق و پیروز باشید.
      ارسالی تنها عضا سایت قادر به مشاهده این بخش هستند لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید .
      ارسال شده ۱۶/۱۲/۲۲ دسته تنها عضا سایت قادر به مشاهده این بخش هستند لطفا ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید .